آیا جوامع کنونی داروینی هستند؟

نقد داروینیسم از طریق بررسی رفتار جوامع

آیا جوامع کنونی داروینی هستند؟

نقد داروینیسم از طریق بررسی رفتار جوامع

بسم الله الرحمن الرحیم
  بنده در اینجا به بررسی رفتار انسان ها به عنوان قله ی تکامل می پردازم و با ظن قریب یه یقین اعلام می کنم هیچ داروینیستی نمی تواند پاسخی قانع کننده به نقایصی که اعلام می کنم ارائه کند و طبق برهان خلف، این فرضیه رد خواهدشد ان شاءالله.
از داروینیست های گرامی استدعا دارم به سوالات بنده پاسخ بدهید و در مناظرات شرکت کنید؛ باشد که ان شاءالله یا یکی از طرفین قانع شود؛ و یا حداقل خوانندگان این بلاگ نتیجه ای درخور بیابند.

آخرین نظرات

پیش گفتار

دوشنبه, ۲ تیر ۱۳۹۳، ۱۲:۲۷ ب.ظ

بسم الله الرحمن الرحیم

    داروینیسم، یک جهان بینی گسترده است که ادعا می کند منشاء تمامی موجودات زنده یک تصادف است نه یک خالق. لذا با استنتاج از روابط فیزیک و شیمی، و با به کارگیری برهان های عقلی و قوانین احتمال می توان جزء جزء رفتار تمام جوامع اعم از حیوانات و انسان ها را بررسی، توجیه و چه بسا مشکلاتشان را درمان کرد.

    از آنجا که داروینیسم برای موجودات زنده خالق در نظر نمی گیرد، ابزاری که برای توجیه تکامل ارائه می کند تنازع بقاست. به زبان بسیارعامیانه یعنی بسیاری اوقات در طبیعت 10نفرند و 8 پرس غذا. پس دو نفر گرسنه می مانند و به تدریج می میرند. قطعا این دیدگاه، معقولانه ترین دیدگاهی است که یک خداناباور می تواند داشته باشد؛ اما انسان خدا باور نمی تواند این عقیده را با مفهوم روح جمع بزند. از طرفی، تکامل تنها توجیه خداناباوران در برابر خلقت فوق العاده پیچیده ی جانداران است. لذا صحت این نظریه برای هر دو گروه بسیار مهم است.

    دانشمندان مختلف زیست شناسی و زمین شناسی بر سر مدارک تکامل موجودات اختلاف شدید دارند و بنده به شخصه نتوانسته ام مدارک هیچ گروهی را غالب محض بیابم.

    از طرفی شایسته است اعلام کنم که صرف تغییر کردن موجودات در طول زمان حداقل در چشم بنده به معنی مخالفت با دین نیست. مخالفت با دین آن جایی ست که داروینیسم اعلام می کند تمامی خواص فطری از جدال بر سر بقای نسل ایجاد شده اند و فطرت انسان الهی نیست. از طرفی، متافیزیک دروغ است و روح وجود ندارد.

    بحث های سنگواره ها نهایتا می توانند تغییرات را بررسی کنند و نه منشاء جامع و بی چون و چرای تغییرات را. لذا بنده در اینجا به بررسی رفتار انسان ها به عنوان قله ی تکامل می پردازم و با ظن قریب یه یقین اعلام می کنم هیچ داروینیستی نمی تواند پاسخی قانع کننده به نقایصی که اعلام میکنم ارائه کند و طبق برهان خلف، این فرضیه رد خواهدشد ان شاءالله.

از داروینیست های گرامی استدعا دارم به سوالات بنده پاسخ بدهید و در مناظرات شرکت کنید؛ باشد که ان شاءالله یا یکی از طرفین قانع شود؛ و یا حداقل خوانندگان این بلاگ نتیجه ای درخور بیابند.

بنده متعهد می شوم در صورت به کار نبردن الفاظ رکیک و توهین آمیز از طرف عزیزان، متن کامل هر مناظره را به صورت پست در بلاگ قرار دهم.

پیشاپیش از حضور سبز شما عزیزان حقجو در مناظرات بسیار سپاسگزارم 

۹۳/۰۴/۰۲

نظرات  (۲۵)

با سلام.
احساس میکنم راجب کمبود اطلاعات راجب فرگشت هستین,
فرگشت تصادف نیست....تحت قوانینی اداره میشه....ولی وجود خالق رو قبول نداره و این امکان رو میده که ممکن بود حیات شکل نگیره و یا به سبب بروز اتفاقات دیگه موجودات دیگری شکل بگیرن
(مثلا اگه تو آفریقا خشکسالی نمیشد موجودی به نام انسان هیچوقت شکل نمیگرفت...)
چارلز داروین:
ما باور می‌کنیم که ماه ها،ستارگان،سیاره ها،عالم و هر سامانه‌ای که در آن هست تحت قوانینی راهبری شوند، اما در مواجهه با موجودات زنده انتظار داریم حتا کوچکترین حشره طی عملیاتی ویژه خلق الساعه شده باشد.»
اما راجب تنازع برای بقا هم متاسفانه شما این لغت رو به معنای لغوی در نظر گرفتی..درحالیکه:
چارلز داروین:
باید اذعان کنم که من اصطلاح "تنازع برای بقا" را در مفهوم استعاری و گسترده آن، شامل وابستگی یک جاندار به جاندار دیگر و مهمتر از آن موفقیت یک جاندار در باقی‌ گذاشتن نسل از خود، به کار می‌برم
------
ببینید تنازع برای بقا یعنی چه؟
گاهی گراز های نر برای جلب جفت باهمدیگه تا سر حد مرگ میجنگند....(این یک جور تنازع برای بقا خشن هست...)
ولی مثلا اگر ما بیاییم وارد طاووس ها بشیم...اون طاووس نری جفت گیرش میاد که دم و پر های بلند و خوشگل داشته باشه....این هم یک جور تنازع برای بقاست.
یک مثال دیگر:
دخترخانوما مردهایی رو که خوشگل هستن رو برای ازدواج انتخاب میکنن و اگر زن ها توی اجتماع کم باشن ممکنه مرد های زشت منقرض بشن....(زیبایی یک صفته که بر اثر میزان هورمون های جنسی کنترل میشه و هر چه شخص زیباتر باشه قدرت و توان جنسی و جسمی و سلامتی بالاتری داره)
یک مثال دیگر:
الان تو جامعه امروزیمون تحصیلات شده یک فاکتور برای زن گرفتن و جلب جفت...اگر طی مدت ها بعد این به قدری شدید بشه که مثلا زیر لیسانس نتونه زن بگیره و نتونه از خودش بچه ایی به جا بذاره:
اون وقت همه میشینن درس میخونن...و از بین همه مثلا سالی 600 هزار نفر کنکور قبول میشن...و بقیه بخاطر اینکه کسی انتخابشون نمیکنه نسلشون ادامه پیدا نمیکنه.و طی یه مدت طولانی شاید باعث بشه انسانها باهوش تر بشن.....
اینهایی که عرض کردم مثال هایی برای انتخاب جنسی بود.
اما انتخاب طبیعی به چه معناس؟
برای مثال فکر میکنیم در دورانی هستیم که موجودات چشم ندارند و نور را حس نمیکنند...در آن زمان اگر جانوری به سبب جهش در ژن هاش دارای سلول های پوستی بشه که نور رو حس کنه...میتونه جهت و محل شکارچیاشو بفهمه و بدین طریق از دستشون فرار بکنه
پس این توانایی که با جهش به دست اومده بود و باعث افزایش شانس بقا میشه.
 طی سالها بعد با انتخاب طبیعی سایر موجوداتی که نور رو حس نمیکنن زادگان کمتر و کمتری نسبت به این جهش یافته از خودشون به جا میزارن و طی یه مدت نوادگان اون جهش یافته صاحب کل قلمرو حیاتشون میشن و بقیه رو در تنازع در بقا شکست میدن:)
پاسخ:
سلام آقا آرمین
بهتون اطمینان میدم با داروینیسم آشنایی دارم و ایراداتی که گرفتید، صرفا یک سری سوء برداشت از متن بوده
۰۳ تیر ۹۳ ، ۱۳:۰۹ از مترجمان مجله نیوساینتیست
سلام و درود فراوان.
از مجله نیوساینتیست چاپ ایالات متحده هستم. با این‌که یک مسیحی با اعتقاد هستم ولی یک محیط کاملا داروینی کار می‌کنم و این باعث ناراحتی است.
خواهشمندم اگر امکانش هست جزییات بیشتری از این کشف خود بگویید تا جهانیان هم از این ایده بزرگ بهره‌مند و باشند و به‌قول شما ایرانی‌ها، مشت محکمی باشد بر دهان یاوه‌گویان و استکبار جهانی.
در چند صفحه متن خود را نوشته و در وبلاگ خود قرار دهید. کارهای ترجمه و بازبینی علمی متن را شخصا، با کمال افتخار انجام می‌دهم.
باز هم درود فراوان برای این ایده و ابتکار عالی.
پاسخ:
سلام
لطف فراوان دارید...چشم ان شاء الله
متاسفانه باید بهتون شما هیچ درکی از فرگشت ندارین...
موفق باشین.
با سلام آقای " از مترجمان مجله نیوساینتیست"
بنده به شدت مشکوکم که یکی از کارمندان مجله بزرگ نیوساینتیست به همچون وبلاگ کوچکی بیاد و همچین کامنتی بذاره!
میشه خودتونو دقیق معرفی کنید و اثبات بکنید که این کامنت واقعا از یک شخص شاغل در مجله نیوساینتیست نوشته شده!
وگرنه من با نوشتن اینکه "من دانشجوی آکسفورد هستم" دانشجوی آکسفورد نمیشم!
خیلی خوشحال میشم با شما آشنا بشم.
۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۳:۲۶ ممحمد کریمی

بسم الله الرحمن الرحیم

اولا" فرضیه نه نظریه دوما" فرضیه داروین رو بطور کامل قبول نمیکنم چرا که نه اصل مکتبهای انسانی رو زیر سوال میبره میتونم بنا به اعتقاد خودم این مسئله رو با این توجیه مجاب کنم که داروین تا حدودی آفرینش رو به عقب رونده حتی قبل از حضرت آدم !!!!!

به یقین انسانهای شبیه به انسان های امروزی در گذشته زندگی میکردن در کجا؟؟ در آفریقا!! بله در آفریقا که احتمالا" خداوند همشونو نابود کرد و خداوند نسل انسانهای امروزی رو پدید آورد . حالا اون دسته از آدمهای که خداناباورند ای قضیه داروین اسباب دستشون شده و بهانه ای برای ترویج و تحمیل افکار شیطانی . بنده اعتقاد دارم که نسل ما از حضرت آدم و هوا بوده و لا غیر 

پاسخ:
سلام جناب کریمی
بنده خشم شما رو در برابر دروغ های فرضیه ی داروین درک می کنم. اما طبق مقاله ای که برای شما نوشتم،خلقت تدریجی انسان در قرآن ذکر شده. مراقب باشید در آتش خشمتون تر و خشک نسوزه که اون وقت از نقد وارد تخریب می شید.
۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۶:۳۵ محمد کریمی

عرض کردم باید در مقابل این کج اندیشی ها وایسیم توجه به عرض بنده نکردی فرضیه داروین اگه درست ملتفت نشید دچار شبهه و شکیات زیادی میشید ببینید کالبد  انسان ماده ست و یکی از خصوصیات ماده متغییر بودنشه توجه داری! در سیر تکاملیش دچار تغییر میشه نه اینکه از یک تک یاخته به وجو بیاد بعد اون تک یاخته دیگر حیواناتو به وجد بیاره کار با دیگر حیوونات ندارم

کمال انسان فرق داره به یک حیوون

پاسخ:
اگر منظور شما این بوده، بنده متوجه منظور شما نشدم و عذر خواهی می کنم...حق با شماست. البته هدف حقیر نیز از ایجاد این وبلاگ همین جلوگیری از کژفهمی بوده. البته این که مبدأ یک تک یاخته باشه برام اصلا نامعقول نیست!
۰۵ تیر ۹۳ ، ۱۹:۲۴ محمد کریمی

بنده تو وبم توضیح دادم وجه تمایز انسان با حیوان رو و درمورد آیا نظریه داروین رو بپذیریم مفصلا" شرح دادم سری بزنید

با سپاس در پناه حق!

اقا من توصیه میکنم شما با یک متخصص کامپیوتر یه مشورت بفرمایید. کسی که در جریان شبیه سازی و الگوریتم های تصادفی و ژنتیک و غیره باشد. بسیاری از شبهات شما در مورد فرگشت یا تکامل بصورت بصری حل خواهد شد. این مسئله با مراقبه و تزکیه و ... حل نمیشود. شما حق دارید شاید خیلی واضح نباشد و محل تشکیک باشد برای شما اما خوب خوشبختانه کامپیوتر های امروزی این مسئله رو حل میکنن. شما میتوانید تکامل را شبیه سازی شده ببینید. مثال میزنم:
در حل یک معادله دیفرانسیل که حل تحلیلی ندارد ما معمولا به روشهای عددی متوسل میشویم. یعنی نمیتونیم با مشتق و انتگرال و .... مسئله رو حل کنیم و بجواب برسیم. شروع میکنیم به حدس زدن و دقیق کردن حدسمان با کاهش خطا و .... حال بهترین الگوریتم هایی که در زمانی بسیار کوتاه جواب میدهند از قضا الگوریتم های کور و تصادفی هستند. یعنی با یک قاعده ساده در حد همان معیار داروین و تکرار زیاد این مسئله ها بشدت همگرا هستند. تا وقتی که ادم با چشم خودش نبینه باور نمیکنه اما واقعا تصادف معجزه وار میره به سمت جواب. امتحان کنین و نتایجو اینجا با شجاعت بنویسین.
پاسخ:
حسن آقا من خودم عاشق برنامه نویسی هستم و الگوریتم ژنتیک هم هرچند کم، کار کرده ام. خیال شما را راحت کنم: بنده خودم مبدع یک روش قوی حل عددی معادله هستم(روش وتری پیشرفته-البته پس از ارسال مقاله، معلوم شد یک نفر پیش از من این روش را ارائه کرده بوده است). حسن آقا، شکی نیست که الگوریتم ژنتیک واقعا الگوریتم موفقی ست و تکامل هم بر پایه ی آن می تواند پیش برود؛ مسئله اینجاست که برخی خواص و رفتارها منشاء متفاوتی دارند و به همین دلیل با این الگوریتم ها تولید نمی شوند. من با تکامل مخالف نیستم؛ بلکه با داروینیسم مخالفم که انسان را به جسم محدود می کند و به رغم ادعایش نمی تواند تمام صفات آن را توضیح دهد.
دوست گرامی من در جواب های شما جواب ندیدم. شما با الفاظ بازی میکنید ولی جوابی به من نمیدهید. روش حل معادله وتری پیشرفته یا پسرفته ربطی به الگوریتم ژنتیک ندارد . داروین بیچاره هم با روح کاری نداشت و محدود شدن انسان به جسم به یک همکاری همه جانبه تقریبا تمام علوم مربوط میشود. مثلا در فلسفه تحلیلی و قاره ای دوگانه انگاری مردود گشت و خطای دکارت انالیز شد. در زبان شناسی منشا دوگانه انگاری ساختارهای زبان شناخته شد در علوم مغز و اعصاب نشان داده شد که نیاز به چیزی بیرون از جسم نیست در علم پیچیدگی دم از Emergence زده شد و ..... گمانم این است که شما از هر شاخه گلی بو کرده اید و این ایرادی هم ندارد. اما بهتر است سالی چند بیشتر وقت بگذارید و به دشمن فرضی حمله نکنید. شاید مقتضای سنتان است که بنظرم اوان جوانی است. داروینیسم در واقع هیچ چیزی نمیگوید الا بدیهیات و پاک کردن ذهن از پیش فرض ها. این نظریه ذهن و روح است که بی دلیل بی نهایت ادعا میکند و همه را به حقیقت افلاطونی حواله مینماید.
شاد باشید
پاسخ:
خیلی ممنونم که به بحث ادامه می دهید...ان شاء الله که به نتیجه برسیم...
منظور من از طرح قضیه ی حل معادله ی وتری پیشرفته، تأکید بر این بود که من با روش های عددی کاملا آشنا هستم. ضمنا من این را هم اعلام کردم: من با الگوریتم ژنتیک که خود یک روش عددی است کار کردم و سخن شما را درک می کنم. قبول دارم که این الگوریتم می تواند به راحتی توضیح بدهد چگونه گونه های کلک زننده به انزوا و اقلیت می روند و چگونه به قول داوکینز "خوب ها جلو اند". من در صحبت هام بازی با کلمات نمی بینم...اما هر قدر که بخواهید توضیح می دهم.
برای این که بحثمان نظم پیدا کند، یک تاپیک مناظره ی جدید حول لذت گرایی باز می کنم...
راستی؛
کمتر از نیم ساعت دیگر کاری برایم پیش می آید که ممکن است تا فردا به وبلاگ سر نزنم...پیشاپیش حقیر را ببخشید
سلام
من به نظریه تکامل داروین اعتقاد دارم و تکامل بشر رو بدون این نظریه هیچ جور نمیشود ثابت کرد
همه موجودات از نیای مشترک و بر اثر انشقاق متفاوت شده اند
اشتراک دم در لگنچه خاصره که در مراحل جنینی در انسان تحلیل میرود و یکسان بودن مراحل
 اولیه جنینی در همه موجودات و دندان عقل که کارایی خود را تقریبا از دست داده و... همه نشانگر صحت تکامل اند
حتی آیه ای هست که : 
چرا به خداوند شکوهمندانه نگاه نمیکنید در حالی که شما را در مراحل و خلقتهای گوناگون آفرید.نوح13و14

« آیا ما به آفرینش نخست خسته شده ایم ؟! خیر بلکه این افریدگان هم اکنون در حال تبدیل
 به آفرینشی نویین می باشند» ق 15

«پروردگار تو (از خلق) بی نیاز و به همه مهربان است. اگر بخواهد شما را (از روی
 زمین) ببرد و همه را فانی کند .آنگاه  پس از شما هر که را خواهد جانشین شما کند
. چنان که شما را از ذریه گروهی دیگر پدید آورد.»انعام ۱۳۳

اما این که بگوییم خدا نبوده بی انصافی هست.قران خود تکامل را قبول دارد
قبول دارم که تکامل ثابت شده هست اما داستان آفرینش آدم هیچ منافاتی تا آن ندارد
حضرت آدم اولین انسانی بود که از نسل میمون آفریده شد
آیت الله مشکینی و سحابی تکامل را باور داشتند

پس نه به دنبال رد تکامل باشید و نه رد سخن قرآن


تکامل بدون خالق معنی نداره
من دانشجوی زیست شناسی سلولی مولکولی ام
پاسخ من را خداناباوران بدهند
قبل از بیگ بنگ که جهان فشرده بوده همان ماده فشرده از کجا آمده؟
خودبخود؟
مسخرس کسی همچین فکری بکنه...
بقول فرد هویل دانشمند بریتانیایی که :
 وی احتمال تصادفی در کنار هم قرار گرفتن آنزیم‌ها حتی برای ساده‌ترین سلول را ۱ در ۱۰ به توان ۴۰۰۰۰ حساب کرد، و احتمال تشکیل حیات از نوع بالاتر را برابر با احتمال ساخته شدن یک هواپیمای بوئینگ ۷۴۷ با تمامی ابزارها و تسهیلات داخل آن در اثر وزیدن گردبادی در یک زباله‌دانی دانست.



پاسخ:
سلام آقا وحید
صبح عالی بخیر
بنده کاملا با شما موافقم. در پستی هم طبق یکی از آیات قرآن اثبات تکامل را آورده ام...
متشکرم از نظر حکیمانه ی شما.
در رابطه با بحث احتمال، بنده در اسرع وقت مطلبی خواهم نوشت ان شاء الله.
من اخرش نفهمیدم شما تکامل رو قبول دارین یا دارین بر علیهش جبهه میسازین. یه توضیح بدین بد نیست ما هم بفهمیم شما با کی درگیری؟ با داوکینز؟ اگه شما تکامل رو قبول داری پس مشکلتون مشکل خالقه؟ یعنی ما خالق رو به تکامل اضافه کنیم حل میشه همه چی؟
پاسخ:
سلام
مشکل داروینیسم است نه تکامل. بنده به تکامل معتقدم؛ ولی به تقریر داروینیسم از تکامل اعتراض دارم. مثل این که من به خدا اعتقاد دارم؛ ولی به انگاره ی یهود از خدا اعتراض دارم.
داروینیسم منکر خدا، روح و هر موجود متافیزیکی می شود و این مورد اعتراض است. زفتار انسان ها بدون. وجود خداوند قابل توضیح نیست. بله، اعتقاد به خدا، همه ی این اختلافات را حل خواهد کرد...البته به شرط آن که مشیت الهی به عوامل بقای نسل و شکل گیری فطرت افزوده شود.
تکامل درسته
اما بعضیا چرندیاتی بهش اضافه کردن
میگن همه چیز شانسی اتفاق افتاده در صورتی که طبق مثال هویل امکان نداره
خالق مطمئنا وجود داره و تکامل رو مدیریت کرده
مشکل ما مغزهایی هست که بدون فکر دنبال تجرد هستند و خداناباوری رو یک جور روشن فکری میدونن
علم خدا رو هیچوقت نمیتونه ثابت کنه
طبق اصل پاسکال خداباوری بهتر از خداناباوری هست چون احتمال وجود خدا از نبودنش بیشتره
این مطلب رو بخونید:

fa.m.wikipedia.org/wiki/شرط‌بندی_پاسکال


پاسخ:
شرط بندی پاسکال به نظر من اگر توضیح خاصی کنارش نباشد واقعا غلط بودنش واضح است. مثلا فرص کنید کنار پیامبر اسلام، بنده خودم به عنوان پیامبر شیطان صحبت می کنم و می گویم: گناه کنید تا به بهشت بروید. خلاصه این که به راحتی نمی توان به شرط بندی پاسکال استناد کرد.
ضمنا؛ در نگاه بنده، علم خداوند را در کنار فلسفه اثبات می کند. در این باره هم مقاله ای در این بلاگ نوشته ام:
۲۱ تیر ۹۳ ، ۱۸:۱۱ محمد کریمی
با سلام
بنده به عنوان یک دانشجوی کارشناس ارشد جانور شناسی عرض میکنم
فرضیه داروین در مورد انسان صدق نمیکند انسان از تک سلولی انشقاق نیافته  عزیزان توجه بفرمایید که پروردگار انسان را از میان جمعی از مخلوقات برگزید و بار امانت را به دوشش نهاد
با توجه به اینکه موجوداتی شبه انسان هم زندگی میکردند قبل از توجه داشته باشید قبل از حضرت آدم و هوا بودند نسل آنها منقرض شده و  خداوند مخلوقی جدید بنام انسان پیشرفته را خلق کرد و اورا از گل بیافرید و از روح خودش در آن دمید
کمال انسان با یک حیوان یکی نیست
با تبادل لینک هم بنده موافقم
فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ.
دوست عزیز بی علم زدی به این علم .... دانشمندای این رشته سر سفید نکردن که یکی از راه برسه و ن علمی و ن اطلاعاتی ... بیاد هر چی رشته کردن پنبه کنه .... صب تا شب خون دل خوردن تا به این مطالب رسیدن ... کجای دنیا وایسادی جناب نویسنده
سلام دوست گرامی... من کارشناس ارشد زیستم و شهید بهشتی درس خوندم... 
اول اینکه شما باید تو زیست شناسی تبهر داشته باشی و بعد بیاین بزرگترین دانشمند زیست شناسی جهان و نقد کنی.... کسی که همه ی توهمات پوچ قرون وسطا رو بهم ریخت.... 
مثل قضیه ی طوطی و سرکچل مرد توی داستان مولوی شده.... حالا این سایت حرفش درست نیست که نوشته ده عضو زاید بدن... اگه ما شاگردای پروفسور مجدیم یاد گرفتیم هیچ چیز بدن و هیچ چیز سلول چه در انسان و چه د رگیاه و جانور بیخود نیستن.... قضیه ی تکامل چیز درستیه و توی قرآن اینو قبول داره.... 6 سال صب تا شب با این درسا کلنجار رفتم و الکی حرف نمیزنم و یک سال هم پشت کنکور که بیشتر و بهتر جا افتادن.... داروین هم میگه پشت این نظم یک خالق بزرگ قرار دارده که چنین چیزایی خلق کرده ... خداوند در 6 روز این جهان و آفریده ...6 روز به زبان قران ولی به زمان مادی خیلی زیاد میشه .. میبینید که عمر زمین چندین میلیون ساله .... اسکلت های ادمای قدیم و دیدین و تا به امروز رسیده... هموسابینس یا انسان امروزی ..ی سرچ تو اینترنت بزن ی چیزایی گیر میاری ... موقعی که خدا میخواد انسان الانو خلق کنه فرشته ها میگن میخوای انسان و بفرستی در زمین که دوباره  خون ها بریزد...پس یعنی قبلا موجودی شبیه انسان و خلق کرده که خون ریخته بود ..همون نزادای آدم خوار و که نسل های قبلشونو میکشتن.... ولی خدا گت من ی چیزایی میدونم که شما نمیدونید... و از وازه ی انسان در عربی برای ادم امروزی بکار نرفته و خدا وازه ی "آدم " بکار برده...یعنی کسی که با نسل های قبل فرق داره... 
گیاه ها رو ببین ... از گیاههانی که سیستم لقاحیشون بازه ... رسیدن به تخمدان بسته که محاففظت شوند .... تولید نسلشونو بهتر کنند... سرخس ها قدیمی ترن و بعد شده باز دانگان مثل کاج ها که سیستمشون تقریبا از سرخس ها بهتر شده و کم کم داره تخمدانشون رو به بسته شدن میره و توی نهاندانگان و مثل درختای میوه و خیلی از گیاهان امروزی تخمدان کاملا بسته و چقد از جنین محافظت میشه ... و جدید ترین گیاهان هم علفی ها هستن... که نسل گیاهان به این سمت میره ... نمیخوای بگی که گیاهان چنین تکاملی نداشتو که از گیاهان بدون اوند رسیدن به گیاهان اوندی و امروزی  و طی چندین میلیون سال.... 
سایت نزاع و داروین و هم بخون مطالب خوبی داره ..... بدون علم نزن به همچین علم بزرگی ... این علم علم خداشناسیه ... هر مطلبی که میخونی فقط سر تعظیم در برابر خدا فرو میاری که یک سلول به این کوچکی این همه مطلب داره که هر قسمتش یه علم بزرگ توی زیست شناسیه و پدرتو در میاره این همه مطلبو یاد بگیری

پاسخ:
سلام
شما مطالب این وبلاگ رو درست مطالعه نکردید...بلکه شاید اصلا مطالعه نکرده باشید. به همین خاطر دچار سوء تفاهم شدید.
بنده در سراسر این وبلاگ اعلام کرده ام: به تکامل با خدا نقدی ندارم. سخن من با تکامل بی خدا و بی روح و بی متافیزیک است.
درباره ی قرآن، بنده در همین وبلاگ پستی تحت عنوان اثبات تکامل در قرآن نوشته ام.
در نهایت، متنی که شما نوشتید تماما تأیید کننده ی مطالب این وبلاگ است...از شما می خواهم مطالب بنده را اندکی مطالعه بفرمایید تا به صحت این گفتار پی ببرید.
۲۴ تیر ۹۳ ، ۱۴:۰۳ محمد کریمی
آقا یا خانم aaaaaa
مخاطبت اگه منم بود باید بگم از 24 ساعت روز 21 ساعتشو صرف سرچ کردنم خودش یک رکورده
دوم اینکه کجا داروین گفته خدا هست یا پشت این قضیه خالق هست؟ 8 سال تخصصی زیست خوندم همچین چیزی ندیدم اگه هست آدرس بده نه واقعا" شاید اشتباه کنم و جناب داروین چنین چیزی گفته
بند فرضیه داروین رو بطور حتم وتو نمیکنم توجه داشته باشید که آفرینش رو به عقب رونده در صورت پیشنهاد یا انتقاد با این شماره تماس بگیرید
09351148955
پاسخ:
بنده روی اعتقاد یا عدم اعتقاد داروین حساس نیستم و برایم تنها نظریه اش دارای اهمیت است.
با این حال، درباره ی اعتقاد داروین، برآیند نظرات اینترنت موافق شماست: داروین بی خدا بوده؛ ولی این نظرات الزاماً صحیح نیستند زیرا تحریف گران صهیونیست تاریخ را به گونه ای که می خواهند می نویسند. به عنوان مثال، کلمه ی حسین را در گوگل سرچ کنید: ویکی پدیا ظاهر می شود. محتویاتش را بخوانید می بینید که به گفته ی آن امام حسن و امام حسین با هم اصطکاک داشته اند!!
۰۳ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۱۹ محمد کریمی
جنابعالی اشتباه معتقد شدی!
اینکه میگید روح ضعیف در حضرت آدم بوده و خداوند افزایش روح داده خیال پردازی و توهم است
توجه نداری که خداوند مستقیم حضرت آدم و حوا رو از گل آفریده و تداوم نسل با نطفه (اسپرم)
به هزارو یک دلیل خداوند حضرت آدم رو مستقیم و بدون واسطه از موجودات دیگه آفریده!
من باب تمثیلش حضرت عیسی هست که بدون پدر متولد شده خداوند هم به نداشتن پدر حضرت عیسی مانند حضرت آدم اشاره میکنه!
بنده مطلبتون رو خوندم ولی مستندات و مدارک توجیه هم نکردند
پاسخ:
آنچه مطرح کردید، من باب تمثیل نبود؛ بلکه مثل حضرت عیسی شاید ثقیل ترین مسئله ای ست که توسط دیدگاه خلقت تدریجی توضیح داده می شود. بنده خود به این موضوع پرداخته ام؛ اما قبل از توضیح این، من یک سوال از شما دارم که پاسخ بدهید. همه چیز درگرو همین سوال است:
شما چطور می توانید آیات این پست را با خلقت دفعی توجیه کنید؟
۰۴ مرداد ۹۳ ، ۲۳:۰۶ محمد کریمی
با سلام
در مورد پیدایش ذره ی اولیه باید بگم که شاید و احتمالا" در مورد سایر جانداران صدق کنه الا انسان...
اولا" همون ذره که پروتین و ماده وراثتی بقول داروین از آب وارد خشکی شده باید بگم که واحدهای ساختاری این پروتیین در آب پیوند برقرار نمیکنند چرا که نه آمینوهای  ساختاری پروتیین پیوند در آب تشکیل نمیدهند  گفتید  که طبق اصل لوشاتیلیه این آب یا سوبسترا  بستر تبخیر شده و پروتیین بجا مونده وتشکیل پیوند با آمینو اسیدهای ساختاری خودش داده باید عرض کنم که برای تبخیر آب 100 درجه گرما لازم است که اگر این ذره پیدایش (ذره ی اولیه) از پروتیین بوده توجه بفرمایید که یکی از خصوصیات آمینو اسیدهای پروتین اختصاصی بودنشون هست در برابر گرما و اگه این گرما 100 برای تبخیر آب داده شود بدون شک این ذره نابود میشود چرا که نه پروتیین ها در مقابل گرمای زیاد از بین میروند
نتیجه گیری : مدافعیت از فرضیه داروین با توجیه اصل لوشاتلیه که بی ربطه محال ممکن است
موفق و موید...
پاسخ:
سلام
1. آب در هر دمایی تبخیر می شود. لذا استنتاج شما از پایه نادرست است. اگر هم شک دارید، در حیاط آب بریزید و ببینید پس از چند ساعت خشک می شود یا نه.
2. این صحبت شما ربطی به بحث ما ندارد. بنده از شما یک سوال ساده پرسیده ام:
شما می فرمایید خلقت دفعی بوده، به قرآن هم معتقدید. همین چند آیه را طوری تفسیر کنید که با خلقت دفعی توجیه شود.

پاورقی:درباره ی قضیه ی حضرت عیسی توضیح خواهم داد، ولی همین بس که حتی علامه طباطبایی خلقت دفعی حضرت آدم در این آیه را قریب به نص می دانستند نه نص و اعلام کرده بودند که این آیه رد کننده ی قطعی تکامل نیست.

۰۵ مرداد ۹۳ ، ۱۳:۴۹ محمد کریمی
با سلام
 چرا دارید با الفاظ بازی میکنید لقمه رو 120 بار دور سر خودت میگردونی
 آب در هر دمای که تبخیر نمیشه عزیز!
برای اینکه 1G آب به بخار تبدیل بشه 594 KJ گرما نیازه اون ذره  پیدایش که تو حیاط خونه جنابعالی یا تو یه لیوان آب نبوده که زودی تبخیر بشه تو آبی به وسعت  اقیانوس بوده برای تبخیر این این آب به دمای بیش از 100 درجه نیاز است

اما در مورد تفسیر آیه خداوند صراحتا" به مفهوم میفرماید: از زمین برایم گل بیارید ولی فرشتگان  امتناع کردند ! چرا؟؟؟ چون خداوند انسانهایی در نسل قبلی آفریده بود که سرپیچی و نافرمانی خدا رو میکردند و خداوند نسل همشون رو  نابود کرده و فرشتگان ذهنیت بدی از انسان داشته اند و برای همین امتناع کردند و خداوند میفرمایید من چیزی میدانم که شما نمی دانید
 نتیجه
خداوند انسانی آفرید که از نسل ماقبل خودش نبود و مستقیما" از خاک بوده
پاسخ:
علیکم سلامکم.
1. آب در هر دمایی تبخیر می شود
2. اولین واحد تکثیر کننده ی حیات در اقیانوس ایجاد نشده، بلکه در مرداب ایجاد شده است.
3. تفسیر آیه ی مورد نظر مرا به طرز مغرضانه ای حاضر نیستید پاسخ بدهید.
4. طبق روایات ائمه، ذهنیت بد فرشتگان و خاک ناشی از تبلیغ غلط شیطان به آن ها بوده است نه تجربه ی قبلی.
5. لعنت بر انسان منافق. در ظاهر، ادب را رعایت می کنید؛ در خطاب به من از فعل جمع استفاده می کنید، بلکه از لفظ "عزیز" استفاده می کنید، و همزمان در پست خصوصی مرا تهدید به هک می کنید؟
6.اضافه بر این ها، بنده در وبلاگ شما نظرگذاشته بودم و با شما به مباحثه پرداخته بودم، اما آخرین نظرات مرا در پاسخ به سوالاتتان پاک می کنید؟
هر کار می خواهید بکنید. من از تهدید شما ترسی ندارم. فوقش این وبلاگ را می بندم. فکرش را هم نکنید که ذره ای در برابرتان سر خم کنم.
۰۵ مرداد ۹۳ ، ۱۴:۵۷ محمد کریمی
سند بیار که در مرداب ظهور کرده
 دوتا مطلب از اینترنت خوندی و با الفظ ور میری خیال کردی خبریه؟
موندم که حرف تو ملاجت نمیره نفهمی یا خودتو به نفهمیی زدی؟

چه ربطی به تبلیغات شیطان داره ابله!
 شیطان اون زمان لز درگاه پروردگار رونده نشده بود
عین یک احمق داری اراجیف میبافی
پاسخ:
ظهور در مرداب نیاز به سند ندارد.
چند فرضیه برای ظهور اولین واحد تولید مثل کننده مطرح است. یکی از این فرضیه ها ظهور در اقیانوس بود، که به همان دلیلی که شما ذکر کردید، رد شده. فرضیه ی قوی که اکنون وجود دارد، ظهور در مرداب است. نیازی هم به اثبات ندارد، زیرا از امکان یک اتفاق سخن می گوید. این شما هستید که ادعا می کنید ایجاد حیات در زمین کاملا غیر ممکن بوده است و باید شواهد خود را بیاورید.

آفرین، ناسزا بنویسید. مرا تخریب نمی کنید. خوشبختانه blog.ir امکان ویرایش نظرات را برای مدیرانش قرار نداده است تا بگویید من به سخنان شما ناسزا اضافه کرده ام.
درباره ی رانده شدن، بله، شیطان رانده نشده بود، ولی نسبت به خلقت جدیدی که خداوند می خواست انجام بدهد احساس خطر می کرد. لذا به زمین گفت: این موجود که خداوند خواهد آفرید، طغیان و خونریزی خواهد کرد.
اما این که شما مرا بافنده ی اراجیف می نامید، داستان خلقت انسان را از تفسیر البرهان خوانده ام و نظری که مطرح کردم، طبق روایت این تفسیر از ائمه است.
غیر از این روایت، روایات دیگری نیز هستند که نگرانی فرشتگان را مبنی بر تجربه ی سوء قبلی نمی دانند. به عنوان مثال رجوع کنید به:http://pasokhgoo.ir/node/57747

۰۵ مرداد ۹۳ ، ۱۶:۱۱ محمد کریمی
ببینید دقیقا" جنبعالی مثل یک عروسک خیمه شب بازی میومنید که با هر دستی میخوابه
نتیجه : سریعا" ذهنیت و فکرت با یک جمله تغییر میکنه
این داستانه که شیطان احساس خطر داشته مگه ابلیس علم غیب داشته که انسان میتواند مسبب خطرش شود
قدرت مطلق اذان خداست و لاغییر ...
توصیه بنده به شما آویزه ی گوشت کن :
هر حرفی در هر جایی زدی حتما" با مدرک باشه که دروغ پنداشته نشه!
بجای داستان سرای به خود قرآن رجوع کن که همان تفاسیر که تقلید میکنی از قرآن گرفته شده
بحث داری بیا تو وب بنده

پاسخ:
این بنده هستم که به شما توصیه می کنم قرآن را با دقت بخوانید. خداوند در قرآن می فرماید عزت نیز تنها از آن اوست. آیا طبق این آیه کسی نمی تواند عزیز باشد؟ چرا، اگر خداوند به او عزت ببخشد. خود پیامبر می فرمایند من بنده ی خدا هستم؛ علم غیب ندارم. با این حال، خداوند به ایشان هرگاه که خواسته است، علم غیب عطا کرده است.
از طرف دیگر، در قرآن آمده است که در آسمان های بالا اخبار غیب وجود دارد که شیاطین سعی می کنند به آن ها گوش فرابدهند و خداوند آن ها را دور می کند. پس کسانی که در آسمان های بالا هستند، تا حدی از غیب آگاهند. شیطان قبل از رانده شدن -از فرشته ها بالاتر- در آسمان هفتم بوده. لذا تا حد زیادی از غیب خبر داشته است.

من در وب شما با شما بحث کردم. عاقبتش چه شد؟ حذف نظراتم.
۱۱ آبان ۹۳ ، ۰۴:۳۰ آرین مخدومی
با سلام. بحث بسیار مفیدی است.

یه خورده زیاد نوشتم شاید حوصله خواندن تمام متن را نداشته باشید پس دسته بندی می کنم:
1_تجربه من در بحث فلسفی با افراد ماتریالیست.
2_انتقاد از افرادی که به نظر دادن دیگران ایراد می گیرند.
3_نظر من درباره وبلاگ.
4_نظر من درباره تکامل.
5_نظر من درباره داروینیسم.
6_فرضیه ای درباره معنویات.

از این بحث هایی که خوندم به این نتیجه رسیدم که آقای کریمی جنبه یک بحث استاندارد فلسفی رو ندارند.(نگفتم ایشون ماتریالیست یا هر چیز دیری هستند).
آقای کریمی شما خودتو بزار جای نویسنده واقعا از این نظرات لذت می بری؟

1_من قبلا با ماتریالیست های دگم و تندرو و رادیکال زیاد بحث فلسفی کردم و از آخر به این نتیجه رسیدم که میخ آهنین بر گرانیت گوفتن است.
اصلا جنبه بحث ندارن و بعضی اوقات سفسته می کنن و بحث رو منحرف می کنند و به یک چیزی از شما ایراد می گیرن که اصلا به خود بحث ربطی ندارد و بعضی اوقات به فحش و ... رو میارن.

2_طیق تجربه ای که دارم معمولا کسانی که فلسفه و علم رو خوب درک نکردند همیشه می گن که برای این که در فلان موضوع نظر بدی باید بری فلان قدر مطالعه کنی یا دکترا بگیری ...
این تفکر عامیانه در مورد فلسفه و علم بسیار کودکانست. منشا آن هم اینه که فرد به توانایی های تفکر خودش اعتماد نداره یا توانایی های فکری و دانش منطق و فلسفه و یا خود اون علم رو خوب درک نکرده.
مثل کسی که دکترای برق الکترونیک داره ولی هنوز توانایی اینو نداره که در مورد انتخاب یک ترانزیستور ساده برای یک پروژه نظر بده. کما این که یک بچه دبیرستانی می دونه باید از چه ترانزیستوری در اون پروژه استفاده کنه.

بعضی ها هم در بحث وقتی نمی تونن ارتباط برقرار کنن و اطلاعات گفته شده توسط فرد مقابل و افکار خودشونو درک و تجزیه و تحلیل کنند طرف مقابل رو به بازی با کلمات متهم می کنند و این نشان می دهد اصلا درک کاملی از پرتکل ارتباطی زبان و سیستم آنالیز زبانی یا همان منطق ندارند.

حالا نظر خودم رو می گم:(این فقط یک نظره پس به دید یک نظر نگاه کنید)
3_خوب بود کمی کامل تر در همین صفحه می نوشتید که موضوع شما تکامل صرف نیست. به دلیل این که می بینم اکثر مخاطبان بحث داروینیسم رو با تکامل یکی می گیرند و بسیار زیاد سوء تفاهم پیش میاد.

4_تکامل فقط یک روند تغییر است و اصلا با قرآن در تضاد نیست.اما برخی ماتریالیست ها از این نظریه در اثبات افکارشون بهره می برن.
اما نظری که من دارم اینه که در قرآن نوشته شده انسان را از آب و خاک آفریدیم. ولی گفته نشده که این آب و خاک رو دقیقا چه طور و در طول چه زمانی به انسان تبدیل کردیم. دوما این آب و خاک فقط بعد جسمانی رو ایجاد کردند نه بعد روحانی. پس تکامل فقط با مادیات سر و کار داره و نظری درباره معنویات نمی ده. این داروینیسم ها هستند که بعد روحانی رو انکار می کنند.
خوب تکامل می گه که به احتمال خیلی زیاد از عناصر موجود در آب و خاک(زمین) طی 3 میلیارد سال تکامل جسم انسان بوجود آمد.
مسئله دیگه هم اینه که اصلا خود تکامل و قوانین جهان همه طرح ریزی شده توسط خداوند است و هضم آن برای یک خداباور از هضم آب ساده تر است.

5_داروینیسم ها به نوعی عقل گرا های مطلق هستند. که دچار بحران های فکریی می شوند که می توانند با حذف صورت مسئله اونهارو حل کنند. مانند این که چرا تکامل به این گونه عمل می کند و گونه دیگری نیست و یا منشا تصادف و شانس چیست و اصلا خود شانس چیست؟
داروینیست ها با نحوه ای از شانس گرایی مواجه اند که شانسی پنداشتن منشا منجر به شانسی بودن تمام پدیده ها می شود و در واقع شانسی پنداشتن یک نوع بازخورد اسنان در برابر ناتوانی ادراکی است.

6_من یک فرضیه در زمینه بعد روحانی دارم و برای اثبات آن مثالی ریاضی می آورم.
بر اساس این فرضیه جهانی فرا فیزیکی با ابعاد و قوانین فرا فیزیکی یا همان معنوی می تواند وجود داشته باشد و بر جهان فیزیکی و منطقی ما اثر بگذارد طوری که ما به هیچ وجه با آزمایشات فیزیکی نتوانیم آثار آن را آشکار سازی کنیم. مثل قضیه نا تمامیت گودل در ریاضیات محض که می گه قضیه ای ریاضی می تواند درست باشد ولی از طریق منطقی قابل اثبات نباشد.

مثال آن این است که فرض کنیم جهان فیزکی را تابعی از زمان  ( f(tدر نظر بگیریم. حال می تونیم از این تابع تبدیل فوریه یا هر تبدیل انتگرال دیگری بگیریم و ضابطه تابع را در بردار امگا (w) و بر حسب مقادیر تابع( F(w نمایش دهیم.
اولا که ما اگر بخواهیم تابع امگا را بررسی کنیم باید بینهایت ثانیه از جهان رو داشته باشیم یا به عبارتی بر جهان تسلط داشته باشیم که بتوانیم سازوکار امگا را تشخیص دهیم.
این مثال فقط در جنبه هایی درست است  فقط یک مثال یا همانند است و خود قضیه نیست.
خود امگا در بعد بالاتر نسبت به متغییری دیگر می تواند تغییر کند و قوانین و ضوابط خودش را داشته باشد.
آنگاه ما با یافتن روابط جهان می توانیم تا حدودی تابع f را بیابیم و ممکن است هیچ تاثیری از امگا نبینیم. اما این تغییرات امگا در بعد بالاتر می تواند تابع f یا همان جهان مادی را تغییر دهد.

اما ما می توانیم با روش عقلی وجود جهان معنوی را ثابت کنیم ولی کیفیت و چگونکی تاثیر آن را ممکن است نتوانیم بدست آوریم یا اصلا نتوانیم آن را با سنسور ها و سازوکار فیزیکی آشکار سازی کنیم.

انشا الله بقیه بحث برای بعدا الان هم که صبح شد!!!
۱۱ آبان ۹۳ ، ۱۵:۱۸ محمد کریمی
با سلام
بنده با نظریه داروین مخالفم عرض کردم جناب داروین آفرینش رو به عقب رونده
به وب بنده تشریف بیارید و انتقادهای خودتونو بگید
تاکید میکنم که بنده نظری مخالف داروین دارم
بعبارتی خلقتی دفعی ومستقل از دیگر انداران
۱۳ دی ۹۳ ، ۲۳:۴۱ پاسدار ولایت
سلام رفیق خدا قوت ... استدلال ها عالی بودند ... 
لینک شدید با افتخار در اینجا 

شکر لله 

با قوت راه رو ادامه بدید .

با دیدن فعالیاتتون بسیاد خشنود شدم ...


گر نگاهی بما کند زهرا ...



پاسخ:
سلام همسنگر
لطف دارید، شما هم با افتخار لینک شدید...
با سلام و احترام 
در درجه اول خوشحالم که داروین از دید برادران مذهبیم تا این حد مهم شده خود من از سه جار سال قبل دنبال این جواب بودم اما متاسفانه جواب قانع کننده ای نیافتم به این دلیل که ذهن های مذهبی اکثرا دنبال سوالات رساله ای مثل غسل و وضو و حیات ائمه میباشد و کمتر به این شبهات میبردازند 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی